سُواشن (سواشون)
این لفظ یادگاری از دوران کهن و قهرمانیهای سیاوش از نوادگان کیانیان بوده است. سیاوش در معنای دارندهی اسب بزرگ سیاه بوده است. سیاوش پسر کیکاووس است از مادر سیاوش در اسطوره چندان خبری نیست ولی در کنار نامادری خویش سودابه بزرگ ميشود و به جهت زیبایی و دلاوری، سودابه به او دل میبندد و او سر باز میزند (اساطیر و فرهنگ ایران، عفیفی، ص564). سودابه نزد کیخسرو او را به بیآبرویی متهم میکند. وی برای اثبات بیگناهی خود باید از میان آتش بگذرد یا اینکه روغن داغ بخورد. سیاوش از این آزمایشها جان سالم به در برد و معلوم شد که وی بیگناه است و به سرزمین توران میرود و دختر افراسیاب تورانی را به عقد خویش در میآورد و دلاوریهای استاد خویش، رستم را در آنسوی مرزها به نمایش میگذارد و در دژی محکم به نام «گنگ دژ» میماند و تا اینکه ناجوانمردانه به دست افراسیاب کشته ميشود. مرگ او احساسات ایرانیان را برانگیخت. از این رو مردم به خون خواهی او برخاستند و او را «کشته» راه وطن نام نهادند. در فرهنگ پارسی وی اولین جان باخته سرافراز ایران کهن است. در هرجا و مکانی و کنار درختان بلند به نام او چراغی روشن نمودند تا در یادها بمانداینگونه بود که سیاوش در باورها به عنوان نماد یا خدای نباتی تبدیل شد (اساطیر ایران، داریوش فرضیپور با مقدمه دکتر کزازی، ص 89). در مازندران در کنار درختان بلند ازّار همیشه سبز، فانوسهایی روشن ميكردند و به آن « سوواشن » می نامیدند. نیت آنها یک شخص مقدس بود ولی در اصل نمیدانستند که از یک اسطوره تاریخی کهن نشأت گرفته است. بسیاری از این سوواشنها امروزه تبدیل به اماکن مقدس شدند که باز هم نمیدانند که این اماکن مقدس ریشه در آیین کهن دارد. البته گروهی عقیده دارند که سوواشن از لفظ« سو» مازندرانی و «وشته» یعنی چوبی که شعلهور است گرفته شده است و به معنی جایی که آتش سوسو میزند ميباشد، که امروزه این رسم چندان معمول نیست.
برچسب:
نویسنده: نگین نیکفر